محمد باقر ملكيان

124

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

تنها چيزى كه از نامبردگان در مخالفت با آن قرآن رسيده اين است كه از ابن مسعود نقل شده كه او در قرآن خود ، معوذتين را ننوشته بود « 1 » ، و مىگفت : اينها دو حرز بودند كه جبرئيل براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آورد تا حسن و حسين را با آن معوذ كند و از گزند حوادث بيمه سازد ، ولى بقيه اصحاب اين سخن ابن مسعود را رد كرده‌اند « 2 » ، و از امامان اهل بيت عليهم السّلام به طور تواتر تصريح شده كه اين دو سوره از قرآن است « 3 » . و كوتاه سخن ، روايات سابق - همان‌طور كه مىبينيد - روايات آحادى است محفوف به قرائن قطعى كه به‌طور قطع ، تحريف به زياده و تغيير را نفى مىكند ، و نسبت به نفى تحريف به نقيصه دليلى است ظنى . پس ، اين‌كه بعضى ادعا كرده‌اند كه روايات نافيه هرسه قسم تحريف ، متواتر است ، ادعاى بدون دليل كرده‌اند . عمده دليلى كه در باب تحريف نشدن قرآن كريم به آن اتكاء مىشود همان دليلى است كه در ابتداء بر اين ابحاث آورده و گفتيم : قرآنى كه امروز در دست ما است همه آن صفات را كه خداى تعالى در قرآن براى كلام خود آورده واجد است . اگر آن قرآن واقعى كه بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نازل شد قول فصل و رافع اختلاف در هرچيزى است ، اين نيز هست . اگر آن ذكر و هادى و نور است ، اين نيز هست . اگر آن مبين معارف حقيقى و شرايع فطرى است ، اين نيز هست . اگر

--> ( 1 ) . الدر المنثور : 6 / 416 - 417 . ( 2 ) . روح المعانى : 1 / 25 ؛ تفسير برهان : 4 / 531 ، ح 3 . ( 3 ) . نور الثقلين : 5 / 716 ، ح 7 .